شمس الدين حافظ

548

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

464 - « يار آشنا » اى پيك راستان خبر يار ما بگو * احوال گل به بلبل دستان‌سرا بگو بر اين فقير نامهء آن محتشم بخوان * با اين گدا حكايتِ آن پادشاه بگو ما محرمان خلوت انسيم غم مخور * با يار آشنا ، سخن آشنا بگو هركس كه گفت : خاك ره او نه توتياست * گو : اين سخن معاينه در چشم ما بگو هان بر در است قصّهء اربابِ معرفت * رمزى برو بپرس حديثى بيا بگو مرغ چمن به مويهء من ، دوش مىگريست * آخر تو واقفى كه چه رفت ، اى صبا بگو گر ديگرت بر آن درِ دولت گذر بُوَد * بعد از اداى خدمت و عرض دعا بگو در راه عشق فرق غنّى و فقير نيست * اى پادشاه حُسن ، سخن با گدا بگو آن‌كس كه منع ما ز خرابات مىكند * گو در حضور پيرِ من ، اين ماجرا بگو آن مى كه در سبو ، دل صوفى به عشوه برد * كى در قدح كرشمه كند ساقيا بگو حافظ گرت به مجلس او راه مىدهند * مى نوش و ترك زرق ز بهر خدا بگو * توضيحات : پيك راستان ( قاصد عاشقان راستين ) گل ( محبوب ) بلبل دستان‌سرا ( عندليب خوش‌آواز - عاشق ) محتشم ( بزرگوار - محبوب ) گدا ( در اين بيت عاشق ) پادشاه ( استعاره از معشوق ) ما محرمان خلوت انسيم . . . ( ما بيگانه نيستم بلكه از آشنايانيم ، بنابراين خبر محبوب را بگو ) توتيا ( سرمه چشم ) معاينه ( آشكارا ) گو اين سخن معاينه . . . ( اين گفتار را آشكارا در برابر ديدهء ما بازگو كن ) ارباب معرفت ( عارفان و عاشقان الهى ) رمزى برو بپرس . . . ( از اهل معرفت نكته‌اى بياموز و سخنى با ما بازگو كن ) مويه ( ناله ) دوش ( ديشب ) مرغ چمن ( بلبل ) آخر ( بالاخره - فى الحال ) واقف ( آگاه ) چه رفت ( چه پيش آمد و اتفاق افتاده است ) ديگرت ( بار ديگر ) اداى خدمت ( رساندن ابلاغ بندگى و سلام ) غنى ( ثروتمند - داراى مقام - شاه ) پادشاه حسن ( محبوب زيبا ) گدا ( استعاره از عاشق ) معنى بيت ( 9 ) ( به آن كسى كه از رفتن به ميخانهء معرفت ما را منع مىكند ، بگو كه اين ايراد و گله را در نزد پيرو مرشد ما بازگو تا با هدايت او دست از انكار ما بازدارى زيرا با ادلهء معقول سرزنش تو را رد مىكند ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - لسان الغيب در بيت‌هاى 10 و 11 به ترتيب فرمايد : ( آن شراب در سبو با عشوه‌اى دل صوفى را ربود پس به ساقى بگو ، كى و چه موقع به مجلس مىآيد و وقت خوردن آن را معين مىكند ) ( اى حافظ ، اگر تو را به مجلس او راه دهند ، مىخوارگى كن و براى رضاى خدا رياكارى و نفاق را كنار بگذار ) چقدر زيبا خواجه شيراز شما را پند مىدهد و با دل شما سخن مىگويد . 2 - كسى يا چيزى يا مكانى را كه صميمانه طالب آن مىباشيد بسيار از شما فاصله دارد ، زيرا فرهنگ بسيارى از خانواده‌ها باهم تفاوت دارد و به اندازهء كهكشانها از يكديگر دورند و يا از نظر فيزيكى مسافتى فراوان دارد ، به جناب‌عالى مژده مىدهم كه اين فاصله با صبر و حوصله كم و كمتر مىشود ، به‌طورىكه به مراد دلتان مىرسيد پس حوصله كنيد جاى نگرانى نمىباشد . 3 - از استعداد شگرف و دلربايى شما داد سخن‌هاست چه زن و چه مرد باشيد بايد بدانيد كه بهار زندگى ميوه‌اش كاميابى است كه بايد با تلاش و تكاپو به دست آيد و شما مىتوانيد از درخت آرزو ميوهء شيرين خواستن را بچيند زيرا خواستن ، توانستن است ، بخواه تا بيايى . 4 - آينده‌اى درخشان برايتان نويد مىدهم به شرط آنكه اراده را همراه و علاقه را همگام و تلاش را همدم خود سازيد . 5 - عزيزم ، اگر قبله‌اتان يك گل سرخ و جانمازتان چشمه و مهرتان نور شد ، آن وقت دشت سجاده شما مىشود . 6 - در خانواده شما دو نفر هميشه نگران شما هستند ، سخن و پند آنها را بشنو و به آنها مهربانى كن تا خداوند به شما كمك كند .